الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
46
تفسير مجمع البيان (فارسى)
داده سپس چيزهايى در آن ايجاد نموده از بدايع خلقت مانند خورشيد و ماه و ستارگان و معلّق به آنها فرمود منافع خلق و اسباب زندگانى ايشان را . ( وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ) يعنى آيا تفكّر و انديشه نمىكنند در خلقت خداوند سبحان كوهها را كه چگونه بمنزله ميخهاى زمين و ساكن كننده زمين است كه اگر آنها نبودند هر آينه زمين اهلش را فرو ميبرد . ( وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ) يعنى چگونه خداوند زمين را پهن نموده و گسترش داد و اگر نبود اين گسترش هر آينه استقرار بر زمين درست نميشد و انتفاع به آن ممكن نبود ، و اين از نعمتهاى خداى سبحان است بر بندگانش كه نعمت منعمى برابر آن نشود ، و در آن دليلهايى بر توحيد خداست كه اگر تفكّر و انديشه كنند در آن هر آينه خواهند دانست كه براى ايشان صانع و آفريدگاريست كه ايشان را آفريده است و موجديست كه آنها را ايجاد كرده است ، و چون خداوند سبحان ادلّه را ذكر كرد پيامبرش را امر به تذكّر به آنها نموده و فرمود : ( فَذَكِّرْ ) پس تذكّر بده اى محمد ( ص ) و تذكير و تعريف ذكر و ياد بود است به بيانى كه فهم و نفع بسبب تذكّر و يادآور بزرگ واقع مىشود ، زيرا آن راه علم و دانش است بامورى كه محتاج به آن مىشود . ( إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ ) فقط تو مذكّر و ياد آورى مر ايشان را بنعمتهاى خدايى نزد ايشان و به آنچه واجب است بر ايشان از شكر و بندگى در مقابل آن نعمتها ، و خداوند تعالى واضح و آشكارا نمود راه حجّتها و دليلها را در دين و تأكيد نمود نهايت تأكيد را به چيزى كه تقليد در آن گنجايش ندارد ، بگفتهاش : ( إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ ) و قول او ، وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ -